آنیا جانآنیا جان، تا این لحظه: 7 سال و 7 ماه و 12 روز سن داره

آنیا

خاطراتی از هفتمین سال زندگی آنیا

وقتایی که خودمونو برا بابایی  لوس می کنیم از نظر آنیا خانم این نقاشی خداوند هستن و این هم مال و اموالی هست که قراره به بندگانش بده عکسهای پیش دبستانی خانم مصطفایی شبهای قدر 1403 هفت سین مدرسه عید 1404 و دعای تحویل سال تولد مامان جون بابا جون شب قدر خونه مامان جون همراهی با داداش حامد و آنا تعطیلات نوروز 1404 لاله پارک تعطیلات عید نوروز باغ عمو بابک عید دیدنی تو خونه حاجیه خاله جون بچه ها عکس گرفتن. آخرین عید دیدنی بود که خونشون رفتیم. تو جنگ 12 روزه فوت کردن هر موقع آنا نماز می خونه آنیا همراهشه شاهگ...
14 اسفند 1404

خاطراتی از ششمین سال زندگی آنیا

انتخابات مجلس 1402، مسئولین محترم اصرار داشتن یه عکس بگیرین ما هم از خانم خوشگله عکس انداختیم عید 1403 هفت سین لابی به سلیقه خانم همسایه عید 1403 خونمون عید 1403 خونه آنا عید 1403 خونه مامان جون باباجون عیدی های مامان جون برا بچه ها رستوران برکه موقع برگشت از بناب بعد از عیددیدنی خونه عمو عباس با عمو مجید و عمو علی  سیزده بدر 1403 عینالی باز لوس شد رفتیم مدرسه داداش اینجا هم جیگر مامان منتظر اولین مصاحبه عمر...
14 اسفند 1403

خاطراتی از پنجمین سال زندگی آنیا

چهارشنبه سوری 1401 خونه مامان جون بابا جون عید 1402 خونه ی بناب عمو جون بابا عید 1402 و کادوهای عید   عید 1402 خونه هادی دایی دختر خانومم😍 تولد چهل و دو سالگی بابا تولد سه سالگی آرکا کادوی دایی ها تو تولد آرکا برا آنیا جون (قانون خونواده که تو هر تولد برا همه بچه ها باید کادو خریده بشه) چه ذوووووووقی عمرا اگه بذاره یه عکس دو نفره بگیریم😂 رنگ بازی تو حموم خاله بازی😍 نماز با چادر نماز آنا دنیای صورتی که عاشقش بودم و خدا نصیبم کرد وضعیت خونه زندگی و...
14 اسفند 1402

خاطراتی از چهارمین سال زندگی آنیا

عید 1401  عید 1401 تو خونه آنا عید 1401 و خونه مامان جون و کادوهای عیدمون عید دیدنی خونه دایی جون ستاره باران باغ کیانا دخترعمو جون سیزده بدر 1401 ناناز نترس و باشجاعتم پدر گربه رو درآورد دو سه روز مونده به تولد داداش خاله جون بابا فوت کردن، اینجا آماده ایم بریم مسجد تعداد اندکی از بچه هایی که از مسجد برگشتن خونه😁 ناناز خانوم دو سه روز رفت مهد، بعدش فراری شد آنیا خانومی که ظهرها نمی خوابید از مهد انقدر خسته برگشته تا گذاشتم تو رختخوابش خوابش برد مو فرفری خوشگل خودم بازی تو استخر توپ دا...
14 اسفند 1401

خاطراتی از سومین سال زندگی آنیا

عکسهای شش ماهه دوم سه سالگی یه پسر خوشگل پیدا کردم بور و چشم رنگی. رسا پسر دوست مامانی😉 یه کم شهربازی برای نانازی که به خاطر کرونا کمتر می تونه بره و کیف کنه خونه باغ بابا جون که بیشتر از هر شهربازی می چسبه حیاط خوشگل مامان جون بابا جون سلیقه دختر نازم😆 اندر احوالات منزل هنگام برگشت مامان از اداره فرفری مامان قهر ناناز خانوم آشتی ناناز خانوم هلوووووووووووووووو ...
14 اسفند 1400

خاطراتی از دومین سال زندگی آنیا

عکسهای سیزده و چهارده ماهگی لپ لپ مادر جان مادر فداش بشم که داره کارتون می بینه عید متفاوت 99، عیدی بی مهمون و بی دید و بازدید روابط حسنه و غیر حسنه جوجه ها تو ایام قرنطینه کرونا بماند به یادگار از دوران کرونایی فرار از قرنطینه و رفتن خونه مامان جون تولد بابایی من و داداشی این هم یه شباهت دیگه از من و داداشی ای جان به قربانت اولین تجربه سخت دختر نازم ...
14 اسفند 1399

خاطراتی از اولین سال زندگی آنیا

عکسهای یک ماهگی اولین و زیباترین گریه دنیا حس خوب بابایی و داداشی یکی دو ساعت بعد تولد آنیا روز سوم زندگیم روز پنجم زندگیم اذان و مهمونی روز دهم آنیا عاشقانه های بابایی اولین تولد چهار نفره بابایی جگرم کوچولوتر از عروسکه عاشقانه های داداشی عکسهای دو ماهگی آنیا با مهربوترین داداش دنیا لالا تایم جیگر مامانش ...
14 اسفند 1398

سیسمونی آنیا

سیسمونی دختر جیگرم کادوی بابا جون مامان جون کادوی دایی جون لباس آتلیه ای میکی ماوس بلوز شلوار و تل و پاپوش نوزادی ژاکت موتیفی پتوی قلاب بافی نوزادی عروسک های بافتنی ...
14 اسفند 1397
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آنیا می باشد