آنیا جانآنیا جان، تا این لحظه: 7 سال و 7 ماه و 12 روز سن داره

آنیا

سفرنامه 14۰4

1404/6/30 11:44
نویسنده : مامان
96 بازدید
اشتراک گذاری
سفر امسال در حالی شکل گرفت که بچه ها یک سال منتظر بودن عوض سفر پارسال دربیاد. سفری که قسمت نشد با هم بریم و نیمه راه ما مجبور به برگشت شدیم. شب اول خانه ساناز زحمت کشیده بود از طرف اداره شون مشکل اسکان رو حل کرده بود. مامان برا ناهار لوبیاپلو گذاشته بود تا عمو بابک اینا رسیدن تو تبریز و پارک ناهار رو خوردیم و راه افتادیم تا مشکین شهر. خسته کوفته رسیدیم و رفتیم محل اسکانمون. شب اول خیلی خوش گذشت بچه ها با هم مامانا با هم باباها باهم و آنیا جیگر هم نقل و نبات محفل که بیشتر با عمو بابک بازی می کرد. بعد شام که کباب ها و جگرکی های فوق العاده مشکین شهر بود رفتیم پل معلق. اولین بارمون بود که می رفتیم حسابی کیف کردیم.
شب رو خوابیدیم و صبح به طرف اردبیل به راه افتادیم و به پیشنهاد عمو بابک رفتین رستوران صادقی
بعد از ناهار که به سمت شمال حرکت می کردیم به پیشنهاد بابا رفتیم دریاچه سوها، زیبا بود ولی حیف دریاچه به اون بزرگی نصف بیشتر آبش تو تابستون تبخیر شده بود و به دلیل عدم بارش کم آب بود.
داداش و آراز هم با هم رفتن گشتن و برگشتن. شب خودمون رو به جاده حیران رسوندیم و اونجا تو گیلده یه ویلای خوشگل گرفتیم
از شدت خستگی تو رستورانهای روبه روی جاده گیلده یه املت حسابی خوردیم و به خاطر قیمت املت کلی بگوبخند راه انداختیم.
صبح به پیشنهاد بابا که قبلا رفته بودیم و می دونستیم چه زیباست به طرف آبشار ویسادار رفتیم
عمو بابک که برا ناهار بساط جوجه تدارک دیده بود موقع برگشت از ویسادار کنار رودخونه نشستیم بچه ها بازی کردن و بابا و عمو بابک ناهار درست کردن
شب خودمون رو به لاهیجان رسوندیم و رفتیم هتل دانشگاه. شب رو هم رفتیم بام لاهیجان پتو پهن کردیم و چند ساعتی استراحت کردیم
بچه ها که گشنه بودن نصف شبی بابا به زور یه ساندویچ براشون پیدا کردن که بخورن و صداشون درنیاد😂
صبح به پیشنهاد بابا رفتیم ساحل فوق العاده زیبا و تمیز چمخاله. آنیا خانوم کلی رقصید و کلی ناز و عشوه اومد بعدش با عمو بابک رفت برا شنا تو آب
بعد از چمخاله رفتیم رشت برای ناهار
شب خودمون رو به سرعین رسوندیم و شب رو اونجا موندیم و صبحش به پیشنهاد عمو بابک رفتیم نیر و ماهی خریدیم و عمو بابک بساط منتقلش رو برپا کرد و بهمون کباب ماهی خوشمزه داد. تو راه تو جاده حیران برا رفع خستگی نگه داشتیم.
این هم عکسایی که آنیا جیگر با وجود بچگیش می ندازه، واضح و تو کادر و ...
مسیر برگشت بعد از ناهار😁
غروب دلگیر
والسلام. به امید یه دنیا روزای خوب برا شما جیگرای مامان


 

پسندها (1)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آنیا می باشد